پیوستن بولینگ دانلود سینمای اینترنت

پیوستن: بولینگ دانلود سینمای اینترنت بسکتبال خانه اشرافی خانه لاکچری پارک آبی در خانه

گت بلاگز اخبار اجتماعی بوسه‌های مرگبار

يازده بار بر زبان شاه مار کبرا بوسه زد و به «ملکه مار ایران» ملقب شد؛ هر چند پیش از این هم پدرش لقب «سلطان مار ایران» را یدک می کشید. البته ماجرا برمی گردد به

بوسه‌های مرگبار

بوسه های مرگبار

عبارات مهم : زندگی

هفت سالم بود که توانستم یازده بار زبان شاه مار کبرا را ببوسم و رکورد زدم

يازده بار بر زبان شاه مار کبرا بوسه زد و به «ملکه مار ایران» ملقب شد؛ هر چند پیش از این هم پدرش لقب «سلطان مار ایران» را یدک می کشید. البته ماجرا برمی گردد به پانزده سال پیش، زمانی که فائزه تنها هفت سال داشت. پدرش بوسه دختر چینی بر سر ماری سمی را در روزنامه ای دید و جهت عضویت فائزه در گینس ترغیب شد. در واقع «سلطان مار ایران» تصمیمی جسورانه گرفت و کودک هفت ساله را به بوسیدن زبان شاه مار کبرا تشویق کرد؛ جانوری مخوف که پادزهری هنوز جهت سم آن کشف نشده است! این ابتدای راه دختر فرزند ای بود که از سه سالگی با مارها عجین شد و در هفت سالگی رکورد خود را در گینس به ثبت رساند. فائزه از همان کودکی شهر به شهر پدرش را همراهی می کرد و مارها را جهت مردم به نمایش می گذاشت.

بوسه‌های مرگبار

او در يازده سالگی توانست به همراه برادر کوچکتر خود به مدت دوازده ساعت با انواع مارهای سمی در آکواریوم یک در یک (متر) بازی کند، بدون این که هیچ مشکلی برايش به وجود بیاید. بسیاری فکر می کنند که مارها ممکن است به صاحبان خود عادت کنند ولی واقعیت این است که مار رام نمی شود؛ تا جایی که این دختر فرزند بارها و بارها گزش مار را تجربه کرده هست. در این گفت و گو راجع به زندگی عجیب او و تجربه های شگفت انگیزش در برخورد با مارها پرسیده ایم.

«ملکه مار ایران» لقبی بود که بعد از ثبت رکورد روی تو گذاشتند.

بله؛ این لقب را بعد از رکوردم روی من گذاشتند و در گوگل هم اگر سرچ کنید، اسم من می آید.

يازده بار بر زبان شاه مار کبرا بوسه زد و به «ملکه مار ایران» ملقب شد؛ هر چند پیش از این هم پدرش لقب «سلطان مار ایران» را یدک می کشید. البته ماجرا برمی گردد به

راجع به این رکورد صحبت خواهیم کرد؛ ولی فعلا از حالا شروع کنیم. چند سالت است؟

بيست سالم است.

کجا زندگی می کنی؟

شهرکرد. دانشجو هستم.

بوسه‌های مرگبار

چه رشته ای و کجا؟

روانشناسی؛ دانشگاه شهرکرد.

يازده بار بر زبان شاه مار کبرا بوسه زد و به «ملکه مار ایران» ملقب شد؛ هر چند پیش از این هم پدرش لقب «سلطان مار ایران» را یدک می کشید. البته ماجرا برمی گردد به

چه زمانی احساس کردی با مارها راحت هستی؟

من از سه سالگی شروع به شناختن مارها و برقراری ارتباط با آنها کردم؛ به خاطر علاقه ای که به محیط زیست و حیوانات داشتم، به خصوص مارها. ولی من نسبت به سایر اعضای خانواده ام علاقه بیشتری در این زمینه از خودم نشان دادم. البته بعد از رکورد هفت سالگی ام احساس کردم می توانم با این موجود زیاد عجین شوم.

چه شد که به فکر ثبت اسمت در کتاب گینس افتادی؟

بوسه‌های مرگبار

پدرم در روزنامه ای خوانده بود که یک دختر چینی توانسته سر مار کبرا را سه بار ببوسد. پدرم هنگامی که دید من استعداد و علاقه دارم، شروع به آموزش من کرد. همین آموزش و تجربه پدرم کمک کرد تا بتوانم زبان شاه مار کبرا را يازده بار ببوسم.

نخستين بار که خواستی نوک زبان مار را ببوسی، نترسیدی؟

در آن وقت هفت ساله بودم؛ جهت همین از مار وحشت نداشتم، چون کودکی کنجکاو و علاقه مند به حیوانات به خصوص مارها بودم. همچنین آموزش هايی که پدرم به من داده بود، باعث شد از مار وحشت نداشته باشم؛ تا جایی که به یاد دارم، خیلی مشتاق بودم سریعتر این رکورد را بزنم و به همه نشان بدهم كه یک دختر بختیاری چه هنری دارد.

نگاه همسالانت به تو چطور بود؟ تعجب نمی کردند یا به خاطر این تفاوت احساس نمی کردند باید از تو دوری کنند؟

نه؛ خدا را شکر خیلی نگاه مثبت و خوبی داشته اند؛ خیلی کنجكاو هستند در مورد این خزنده اطلاعات داشته باشند. می توان گفت بیشترین صحبت من و اطرافیانم در مورد مار هست. همچنین اجتماعی بودنم باعث شده است تا با اطرافیانم به آسانی ارتباط برقرار کنم. شاید جهت همین است که بسیاری از دوستانم عاشق حرفه من هم شده است اند.

ولی بچگی تو به همین خاطر، با دیگران تفاوت داشته. حالا که بزرگتر شده است ای، احساس نمی کنی این تفاوت آزاردهنده باشد؟ از این کودکی رضایت داشتی؟

بله؛ همان طور که گفتم به خاطر علاقه ام به طبیعت، حیوانات و به خصوص مارها نسبت به اعضای خانواده ام زیاد علاقه نشان دادم. البته هیچ گاه پدرم ما را مجبور به ورود در این کار نکرد، جهت همین از بین ٦ فرزند، تنها ٣ فرزند به این کار علاقه نشان دادند و وارد آن شدند.

اگر دوباره به کودکی برگردی، با مار ها عجین می شوی یا متفاوت زندگی می کنی؟

اگر بارها و بارها به گذشته برگردم، نه تنها ارتباط با مارها را ادامه می دهم، بلکه در مورد حیوانات دیگر هم مطالعه می کنم و با آنها عجین می شوم.

خب این ارتباط با مار ها تأثیری در خلقیات تو نداشت؟

به نظر من هر چیزی در خلق و خوی انسان تأثیر می گذارد. این خود انسان است که تأثیرات را کم یا زیاد می کند. من فکر می کنم، علت نترس بودنم، ارتباط با مارها بوده. جهت همین نسبت به اطرافیان و دوستانم، دل و جرأت بیشتری دارم.

این دل و جرأت به خاطر این نیست که تو صاحب مارها هستی؟ اصلا جهت مارها فرقی دارد که کسی صاحب ارزش باشد یا نه؟ مارها قدرت تشخیص آدم ها را از همدیگر دارند؟

مار حیواني وحشی است و رام نمی شود. مار دوست و دشمن نمی شناسد، هر لحظه ممکن است کسی را بزند. به همین جهت مسلما نمی تواند جهت خود صاحب داشته باشد.

بعد تا به حال تو را هم نیش زده.

بله؛ انگشت پدرم به خاطر گزش مار قطع شد. مار افعی هم یک بار چشمش را نیش زد. حتی مار کبرا یک بار خودم را در نمایشگاه کوهسنگی مشهد نیش زد. خدا را شکر با تجربه پدر و به همراه داشتن پاتن (پادزهر) جان سالم به در بردم.

بدترین زخمی که از مار خوردی چه زمانی بود؟

بدترین زخمی که خوردم، چند سال پیش بود؛ هنگامی که که مار کبرا لبم را در حین نمایش نیش زد؛ ولی خب جان سالم به در بردم. ولی این اتفاق هم به خاطر سهل انگاری یکی از تماشاچیان بود؛ لیکن پدرم قبل از نمایش اعلام کرد با دوربین فلش نزنید، چون چشم های مار به نور فلش حساس هست، ولی تماشاگران بدون توجه به این عنوان در حین عکسبرداری فلش زدند. فلش دوربین باعث شد مار اذیت شود و مرا نیش بزند.

درواقع می خواهی بگویی مار رام نمی شود؛ درست است؟

بله؛ چون خويی وحشی دارد. جهت همین دوست و دشمن نمی شناسد؛ این طبع همه حیوانات وحشی است.

با این حال آیا اکثرا از مار می ترسند؟ آیا شما نمی ترسید؟

نمی شود گفت وحشت از مارها وجود ندارند. مار یک حیوان وحشی هست، هر لحظه امکان دارد کسی را نیش بزند. من و خانواده ام تجربه زندگی با مار را داشتیم؛ جهت همین شناختمان در مورد خزندگان نسبت به عامه مردم زیاد هست. بیش از ١٥ سال است که با مارها زندگی می کنم. انواع مارهای سمی، غیرسمی یا نیمه سمی را می شناسم. شاید همین آشنایی و تجربه چندین و چند ساله است که باعث شده است ما از مارها نترسیم و به آنها علاقه مند شویم.

اصلا مارها انسان ها را از هم تشخیص می دهند؟

مار چون خوی وحشی گری دارد، دوست و دشمن را نمی شناسد. بنابراین نمی تواند انسان ها را تشخیص دهد. چشمان مار مشبکی شکل می بیند (مات). اجسام زنده ای را که از خود گرما دارند، محرک قرمز رنگ می بیند و اجسام بی جان را زرد رنگ می بیند. این یک توصیف مستند از دید مار هست؛ ولی به طور کلی انسان را مثل بقیه موجودات حس می کند.

مارها از چه چیزی عصبی می شوند؟

مارها هم مثل همه حیوانات و حتی مثل خود انسان از این که مورد اذیت و آزار قرار بگیرند یا کسی به حریمشان وارد شود، عصبانی می شوند. مارها را هرگز اذیت نکنید؛ لیکن در این صورت خود را به لبه پرتگاه فوت نزدیک می کنید، به گونه ای که خودتان باعث جنبش مارها می شوید و به ناگاه گزیده می شوید.

چه زمانی به انسان حمله می کنند؟

شاید بتوان نخستین علت نیش زدن مار را دفاع از خود دانست. البته عوامل دیگری نیز در آن تأثیرگذارند، مانند زمانی که می خواهند شکار کنند و شکار خود را از پا بیندازند.

بعد احتمال دارد به هر موجود زنده ای حمله کند.

همان طور که گفتم، مار جهت دفاع از خودش و شکار، نیش می زند. در توضیح بهتر است بگویم در دو حالت نیش می زند؛ اگر از جانب موجود زنده مورد آزار قرار بگیرد و اگر گرسنه باشد.

با این توضیح، این که انسان و مار با هم دوست شوند، امکان دارد؟

من فکر می کنم مارها به شرایط عادت می کنند ولی با انسان دوست نمی شوند، چون دوست و دشمن نمی شناسند.

کدام مارها خطرناک تر هستند؟ شاخصه هایی دارد که ما بفهمیم؟

ما، مارهای خطرناکی در سطح دنیا داریم که هنوز پادزهر جهت آنها ساخته نشده هست. از سمی ترین مارهای کشور عزیزمان ایران که جزو سمی ترین مارهای دنیاست (مار افعی دُم عنکبوتی) که زیستگاه آن در استان ایلام است و هنوز جهت این مار پادزهری ساخته نشده و مار سمی استان چهارمحال وبختیاری (افعی کوهرنگ). این مار را پدرم شناسایی کرد و به ثبت رساند. خانواده افعی ها و کبرا ها از خانواده سمی ترین مارها هستند، ولی نشانه های مارهای سمی این است: سَر مثلثی شکل دارند، مَردُمک چشمشان عمودی، به شکل عدد ١ است و به روی پهلو حرکت می کنند. اندامشان هم به انتهای دم که می رسد، باریک می شود.

در این مدت به گرفتن سم مار هم فکر کردی؟ ارزش فوق العاده ای در علوم پزشکی دارد.

بله، پدرم با سرم سازی رازی کشور در ارتباط است و از سم مارها جهت ساختن پادزهر مُلیوالان و پُلی و الان استفاده می کنند.

می گویند در منطقه ای که شما زندگی می کنید، بزرگ شدن در کنار حیوانات، حتی حیوانات سمی و خطرناک عادی هست. درست است؟

استان چهارمحال وبختیاری، استانی سردسیر و کوهستانی هست. اگر بخواهیم کلی بگوییم، مردم روستاهای استان ما به علت جَوی و منطقه کوهستانی نسبت به جاهای دیگر از نظر چابکی و زرنگی برتر هستند، ولی این که با حیوانات زندگی کنند، آن هم سمی و خطرناک، نه! چنین چیزی وجود ندارد. البته مردمی هستند که دام دارند و به خاطر شغل ارزش با دام ها در ارتباط هستند، ولی ارتباط با حیوانات خطرناک و سمی یک امر عادی نیست و مثل مردم دیگر شهر که از این حیوانات می ترسند، آنها هم وحشت دارند.

خودت هیچ وقت فکر کرده ای زمانی که خواب هستی یا حواست نیست، تو را بزند؟

خب، ما هر لحظه احتیاط می کنیم تا این اتفاق نیفتد، ولی زمانی که حواسمان به مارهای دیگری هست، یک مار به صورت ناگهانی حمله می کند. ولی تابه حال در خواب پیش نیامده.

با تمام این توضیحات، آیا دیگر مار ندارید؟

نمی توان گفت مار نداریم، چون مار داریم ولی در نمایشگاه نگهداری می شوند. البته مدت زمانی است که من از اجرای نمایش با مارها خداحافظی کردم. گاهی اوقات به نمایشگاه می روم و با مارها بازی می کنم. علاقه من به مارها از بین نرفته است.

به خاطر مارگزیدگی هایی که راجع به آن گفتید؟

ما، مار داریم و از آنها دوری نکرده ایم. من فقط از اجرای نمایش با مار خداحافظی کردم، ولی همچنان مطالعه و پژوهش درمورد خزندگان را ادامه می دهم.

گفتی در نمایش ها حضور پیدا نمی کنی. چرا؟

با بالارفتن سنم دیگر صلاح نمی دانستم که در نمایش با مار ها حضور داشته باشم ولی مطالعه در زمینه خزندگان و مارها را همچنان ادامه می دهم. به امید این که در زمینه علمی بتوانم افتخارات بیشتری کسب کنم.

برخورد مردم در نمایشگاه ها چطور بود؟

معمولا مردم برایشان خیلی عجیب است و پیش آمده که ساعت ها پرسش بپرسند. سوالات مختلفی در مورد این حرفه و خزندگان. مردم کنجکاوند و اطلاعات می خواهند. خوشبختانه مردم لطف زیادی دارند و خیلی مشتاق دیدن دختر رکورددار هستند.

درصورتی که کسی رکوردت را در بوسیدن مار بشکند، حاضر به مسابقه با او هستی؟

فکر نمی کنم کسی بتواند رکورد مرا بشکند. اگر می توانستند تابه حال رکوردم را شکسته بودند.

تابه حال به فکر پرورش مار هم افتاده ای؟

بله، چند سالی است با پدرم در این زمینه شروع به فعالیت کرده ایم.

غیر از این، پدر شما ٣ نوع مار تازه را هم کشف کرده. با توجه به این فعالیت های پدرت، تا به حال نسبت به این عنوان کنجکاو نشده ای که به دنبال کشف مارهای تازه بروی؟

بله، ٣ نوع مار را به ثبت رسانده اند. من نه تنها به دنبال کشف مارهای تازه هستم بلکه سال هاست روی خزندگان و مارها مطالعه و پژوهش می کنم تا از این طریق اطلاعات و کشفیات جدیدی از این موجودات قشنگ به دست بیاورم.

غیر از آن رکورد، تو ١٢ساعت با مارها زندگی کرده ای. در آن ١٢ساعت، وحشت یا مشکلی برایت به وجود نیامد؟

در سن ١١سالگی به همراه برادر ٦ساله ام، ١٢ساعت در آکواریوم با ٣٠ نوع مار سمی زندگی کردیم. پدرم فردی باتجربه هست. زمانی هم که ما در آکواریوم بودیم، حضور داشت و اگر اتفاقی می افتاد، سریع دست به کار می شد. البته باید در نظر داشت که ما مدت ها آموزش دیده بودیم و چون من از برادرم بزرگتر بودم، محیط داخل آکواریوم را کنترل می کردم؛ با برادرم صحبت می کردم و از تجربه نخستین رکوردم برایش می گفتم یا از فواید و قشنگی های مارها که چه موجودات خواستنی هستند. از این طریق به برادرم آرامش می دادم و با مارها بازی می کردیم تا مارها احساس نکنند از آنها ترسیده ایم، چون ٥٠ درصد مارگزیدگی از وحشت اتفاق می افتد.

آیا از زندگی با مارها لذت می بردی یا کنجکاوی کودکانه بود؟

بله. من از کودکی عاشق طبیعت، حیوانات و به خصوص مارها بوده و هستم. من از روی علاقه وارد این کار شدم. هیچ اضطراری در کار نبود. شاید باورش جهت بسیاری سخت باشد ولی از طریق همین محیط زیست و حیوانات، به خصوص مارها بود که به عظمت خلقت خدا پِی بردم. هنگامی که می دیدم مارها چقدر قشنگ نقاشی شده است اند و به فواید آنها پی می بردم یا هنگامی که می دیدم سم مار، جان انسان را می گیرید و همان سم می تواند جان انسان را نجات دهد، ایمان قلبی آوردم به کسی که خالق چنین قشنگی هاست. من واقعا لذت می برم، چون خلقت خدا واقعا زیباست. به نظرم مارها یکی از زیباترین خلقت های خداوند هستند.

تابه حال به فکر ارتباط با خزندگان دیگر هم افتاده ای؟ می توانی ارتباطی که با مارها برقرار کرده ای، با آنها هم برقرار کنی؟

ما در نمایشگاه، انواع مارها، سوسمارها، تمساح ها و خزندگان دیگر را هم داریم. من با آنها در ارتباط هستم و به آنها آب و غذا می دهم. اگر بخواهم می توانم ارتباط صمیمانه تری با آنها برقرار کنم ولی ترجیح می دهم زیاد با مارها عجین باشم.

تا به حال به فکر صادرات مار یا پوست مار هم بوده اید؟

چند سالی است که مشابه این کار را انجام می دهیم. مارهای کمیاب را در محیطی مناسب و مشابه با محیط زندگی ارزش در کنار هم می گذاریم و آنها جفت گیری می کنند. از این طریق مار تولیدمثل می کند. همین امر باعث پرورش و زیاد کردن مار شده است هست. خوشبختانه در این زمینه توانسته ایم موفقیت های بسیاری به دست بیاوریم. ازجمله وضع حمل ٢٠قلو مار بوآ. وضع حمل مار چیز عجیبی نیست، ولی این که مار در شرایط آکواریومی وضع حمل کند، عجیب هست، ولی در نمایشگاه ما این اتفاق افتاد. از دیگر اتفاقات مهیج دیگر، تخم گذاری شاه مار مرجانی و به دنیا آمدن فرزند هایش بود، لیکن این مار در شرایط محیطی جنگل هم کم پیش می آید فرزند هایش سالم به دنیا بیایند ولی در نمایشگاه ١٠ فرزند سالم از تخم بیرون آمدند.

با فرض بر این که رکورد شما شکسته شود، مانند گذشته حاضر به مسابقه هستید؟

بستگی به شرایط آن وقت دارد.

مادرتان جهت ارتباط شما با مارها مشکلی نداشت؟

مادرم به پدرم و تجربه چندین ساله اش اعتماد داشت. همچنین از علاقه ام نسبت به مارها باخبر بود. به همین خاطر نه تنها ممانعت نمی کرد، بلکه مرا در این راه نیز تشویق می کرد و هر لحظه دعای خیر مادرانه اش بدرقه راهم بوده. جهت همین باید تقدیر خاص کنم از پدر خوبم به خاطر زحمت ها و کمک های همیشگی اش، همچنین مادرم که عالی ترین یاور و دوست من در زندگی بوده و است و علاقه و ذوق مرا درک کرد.

شهروند

واژه های کلیدی: زندگی | ارتباط | حیوانات | حیوانات | ثبت رکورد | مارهای سمی | مارهای خطرناک | اخبار اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs